X
تبلیغات
عشق ابدی - حرفهای سوزناک عاطفه خانم






عشق ابدی







گلی در برم بود چه وقت چیدنش بود                       جوان بودش چه وقت چیدنش بود
سلامی به سوزش سینه یک دختر جگر سوخته به همه گلای مهربون و عاشقان همه دنیا ای کاش این پیام را قاصدک به همه دنیا برسونه از قاصدک خواستم تا چنین کاری را برام بکنه اما مطمئن نیستم که قاصدکم به خاطر اشتباهم به من رحم کند ولی اگه هرکسی که هستی و داری ذره ذره آب شدن منو تو نامم میبینی سلام لطفا صدای اسپیکرت را روشن کن دوست من  تا بدونم با من همرامی و بدونم کسانی هستند که میخواند بهم بگند حامدم هنوز زندست و همه اینا یه خیال پردازیه. 

نمیدونم از کجا شروع کنم چون گریه امونم نمیده من یه چند روز دیگه شاید مسافر این دنیا نباشم  اما قبلش میخواستم یه حرفایی بزنم که مطمئن بشم بعضی ها اونو میخونند تا آروم بشوم بنابراین این روش را بهترین دانستم و مطمئنم با من تا آخرش همراه خواهی بود.

دیدم بعضی گلای نازم تو قسمت نظرات به حامد و من توهین کردند من ازشون تشکر میکنم اما این تشکر فقط به خاطر توهین و ناسزا به منه ولی در مورد حامد عزیزای من شما خیلی... که به حامدم توهین کردید هرچی میخواین بگید به من بگید منو بزنید منو با چماق بیهوش کنید منو آتیش بزنید به من توهین کنید منو سیاه کنید منو بفرستین بیمارستان اما به مقدسات قسم به  نازنینم کاری نداشته باشید چون کسی پاک تر و پر نور تر از اون ستاره تو این دنیا وجود نداشت.

من اگه فرق سرم را اون برادر مامور انتظامی شکافت بعدش که به هوش آمدم از دیگران بپرسید من کوچکترین توهینی بهش نکردم فقط وقتی دیدم اومد به عیادت من ازم حلالیت خواست و گفت کسی نفهمه که من اومدم اینجا بهم گفت آبجی عاطفه اگه من باهات این کارو نمیکردم خودم و خانوادم تو خطر میوفتادم نفهمیدم منظورش چی بود ولی هرچی بود منم دستش را گرفتم بهش گفتم حالا که گفتی آبجی منم صدات میکنم برادر پس برادر توکه کاری نکردی من حقم بود از این بیشتر سرم میومد من انتظار داشتم منو کشته بودی به خاطر ظلمی که در حق حامد کردم.من هیچوقت خودمو نمیبخشم نمیدونم دوست من توکه داری نامه منو میخونی بعدش منو میبخشی آیا دوست من به نظرت حامد منو میبخشه من هرروز تک تک موهامو با دست میچینم و بدنم رو زخم میکنم تا زجر بکشم تا یه جوری حامد بهم بگه منو بخشیده من اونو متهم کردم به کاری که نکرده بود و آبروی عزیزم رو بردم جلوی همه و وقتی فهمیدم بی گناه بود که دیگه نفسش در نمیومد و تپش قلبش متوقف شده بود چون بعد از مرگ حامدم اون کثافت که مقصر بود اومد و اعتراف کرد امیدوارم خدا از سر تقصیرات اون هم بگذره چون منم گذشتم .داداشش میگفت حامد بعد از اون قضیه همش آهنگ بهنام صفوی که میگه جلو چشه غریبه ها چقدر خارو ذلیل شدم را گوش میداده الهی بمیرم که دیگه چنین چیزایی نشنوم الهی کر بشم که دیگه نشنوم دوست من من آبروش را بردم و اون عذاب میکشید چون آبرو واسش مهم بود نمیدونم از نظر تو حامدم منو میبخشه یا نه ولی هرچیزی که هست چند روز دیگه خودم میفهمم خدایا الان دارم بلند فریاد میزنم که بشنوی دیگه خسته شدم دیگه میخوام بیام پیش تو و حامد.

دوست من دیگه زیاد مزاحمت نمیشم فقط آخرین حرفم با توئه چرا به ناحق با عشقت با هم قهر میکنید و وبلاگتون را میبندید مگه چیزی شده که هرروز قهر و جدایی ها زیاد میشه چرا به عشقت ظلم میکنی باید خدا را شکر کنی که اون کنارته اگه زد تو گوشت اونطرف صورتت را هم بیار جلو  وبهش بگو بزن و بهش بگو تنها چیزی که مهمه ارزش وجود توئه عزیزم سر خودمونو کلاه نذاریم دوست من کسی دیگه که پیشمون نیست اگه عشقتو واقعا برای خودش دوست داری باهاش بمون اگه نه دلش رو نشکن و از همون اول بنای دوستی را برای مسائل خودت باهاش نریز  دیگه همه خسته شدیم از این جدایی ها و از این عشقای پوچ لطفا نکن دوست من با عشقت امیدوارم منظورم رو فهمیده باشی دیگه سرت را درد نمیارم خوشحال شدم که اینجا دیدمت و در آخر یه تشکر از یه عشق واقعی و نمونه به نام عشق ابدی مهدی و هنگامه از اینکه گذاشتند یه چند خطی برای دوستم بنویسم تا آروم بشم.

هنگامه جان با اینکه ندیدمت و نه صداتو شنیدم دوستت دارم خیلی زیاد ازت ممنونم داداش مهدی برادری کردی در حقم بازم ممنون و در آخر یک شعر در وصف خودم برای چند روز دیگه:

چون مرده شوم خاک مرا گم سازید
احوال مــرا  عبرت  مــردم  سازید
خاک  تن  من  به  باده  آغشته کنید
وز  کـالبدم  خشت  سر  خم سازید

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

 

مهدی و هنگامه|جمعه سیزدهم فروردین 1389|